جان به بهار آغشته
19:38 1405/2/15 - نگار
من امشب به آهنگی گوش میدادم که اگر از من بخوان یک قطعه نام ببرم که شرح قصهی بین من و تو باشه بی شك همون یدونه آهنگه. آره خلاصه، غرق شده در صدای داریوش و اون ترانهی شگفت انگیز که حتی خودت هم نمیدونی کدوم ترانه است، راه میرفتم و به این فکر میکردم که این عطری که در هوا در جریانه، چقدر تو رو به خاطر من میاره. به این فکر میکردم که شبهای بهار، یك چیز دیگه است و عطر برخاسته از درختهای اردیبهشتی یك چیز دیگه است و تو، عزیزِ خوشبوی من، اون یه چیز دیگهای. تو برای من بوی همون عطری رو میدی که درختها شب های اردیبهشتی به تن شون میزنند. من این توصیفها رو پشت سرهم ردیف کردم اما رضا براهنی خیلی قشنگ تر میگه: معشوقِ جان به بهار آغشتهی منی...