شروع نو؟!

یک سری فکرهای خرافاتی دارم که با اینکه مثال نقضشو بارها تجربه کردم باز همچنان از این فکرها دارم. چی؟ اینکه روز تولدت مشغول هر چیزی که باشی، تا آخر اون سال در زندگی ت، مشغول همونی. بیست و چهارمین فصل از کتاب زندگی رو در حالی شروع می‌کنم که جمعه است، اومدم فضای کار اشتراکی و پای لپتاپم. خب به سلامتی ان‌شاءالله:))  و اشک‌ها می‌ریزند و می‌ریزند ... انگار تو قفسه سینه‌م، یک کاسه چینی شکسته و هر بار که نفس می‌کشم، زخمی تر میشم. 

 

 

8
قدرت گرفته از بلاگیکس ©