کباب کوبیده با رسپی آقای اسنپی

شب اسنپ گرفته بودم برگردم خونه. هر کار میکردم‌ موفق به پرداخت نمی‌شدم. اول به بابا زنگ زدم که شماره کارت راننده رو بفرستم که بزنه. بابا برنداشت. به آبی زنگ زدم و گفتم الان شماره کارت رو میفرستم فلانقدر بی زحمت بزن. همزمان چک کردم دیدم نه مثل اینکه از حسابم کسر شده ولی در کیف پول اسنپ پرداخت نشده. این شد که دوباره زنگ زدم که فعلا پرداخت نکن بذار زنگ بزنم پشتیبانی اسنپ. این وسط بابا زنگ زد و دوباره همون توضیح‌ها. خلاصه که هی تماس تو تماس و پرداخت کن و پرداخت نکنی شده بود. راننده که دید من خیلی درگیرم گفت چیکار داری میگی پول نزنند؟ بذار همه شون برام بزنند بلکه من با یک شونه تخم مرغ برگردم خونه! اینو که گفت دلم کباب شد. به این فکر کردم مرد طفلکی، با این پراید قدیمی، چه جوری خرج زندگی ش رو در میاره. این شد که سر صحبت باز شد. یک مرد پنجاه ساله حدوداً که نیروی فنی یک کارخانه ریسندگی بود. حقوقش هم قرار بود بشه سی میلیون امسال.بعد هی حرف زدیم و حرف زدیم خلاصه‌. داشت از خرج های زیاد می‌گفت، بعد گفت به خدا من تو همین هفته اخیر سه بار رفتم شیرینی خریدم! هر بار یکی دو کیلو شیریتی تر! از بس مهمون داریم. گفتم ای بابا شیرینی هم که که گرون در میاد. گفت نه بابا، رفتم فلان شیرینی رو گرفتم کلا شد هفتصد تومن، اینقدر تازه بود خیلی چسبید! بعد گفت ما کلا خیلی مهمون داریم! البته خیلی هم مهمونی میریم ها. دیگه به هر حال وقتی میریم میخوریم و خوش میگذرونیم پس هم باید بدیم. آخر هفته هم دختر خاله ی خانومم میاد می‌خوام کباب بزنم. پرسیدم کوبیده ؟ گفت آره. گفتم چیکار میکنید که وا نمیره کباب تون؟ کامل بهم توضیح داد.  اینکه یک بار گوشتی که دو ساعت تو یخچال بوده رو یک ربع بی اضافه کردن هیچی ورز میده میذاره یخچال. بعد یک ساعت در میاره و بهش پیاز رنده شده‌‌ی آب گرفته شده‌ای که اون هم نیم ساعت تو یخچال بوده رو اضافه میکنه و جوش شیرین هم میزنه و می‌ذاره دوباره توی یخچال و بعد به سیخ می‌کشه. این شد که رسیدیم دم خونه‌ی ما، آقاهه کماکان داشت بهم توضیح می‌داد و به صورت نمایشی نشون داد که با سر و ته کبابی که به سیخ کشیدی چه کنی.😅😅

خلاصه که مردی بود زحمتکش و شریف، مهمون‌دار، سرآشپز و دست و دلباز... 

بعد هم گفت گرون هم نمیشه ، یک تومن گوشت بگیری فلان قدر سیخ کباب تحویل میگیری...

خلاصه که امشب که بخوابم خواب کباب میبینم...

دعا میکنم از ته ته ته دلم که ذغالهای منقل آقای اسنپی همیشه برای کباب های خوشمزه، در حال گر گرفتن باشه.

4
قدرت گرفته از بلاگیکس ©