نگارِ کله گنده
یکم دیگه میشه تقریبا ۱۲ ساعت که اینجام. فضای کار یعنی. از روزهای قبل بیشتر کار کردم ولی از روزهای قبل خروجی کمتری داشتم. تهش با ورد درگیر شدم. یک جدول! یک جدول خیییییییلی ساده میخواستم بندازم تو پایان نامه م و نمیتونستم.😶😶😶😶😶 تهش هم لپتاپ رو بستم و یک عکس از قیافهی له و لوردهم برای آبی فرستادم گفتم تو رو خدا کمکم کن. بشین اینو درست کن. و اینکه بخشی از حقوق کار جدید رو هم گرفتم! همون کاری که مربوط بود به تعمیرات کامپیوتر خودرو.🤣🤣سریعا قسط باقی مونده کارگاهی که ماه پیش شرکت کرده بودم رو دادم. یعنی کلا اون مبلغ اندک رو دادم رفت. دروغ نباشه دویست تومن تهش موند.🙄 گاهی وقتا وقتی پول ندارم، خوشحال ترم. پول که دارم، از اینکه اینقدر زود تموم میشه، روان درد میگیرم. آخ آخ امروز حتی وقت نکردم ناهار بخورم.
دوستم که هماتاقی سابقم هم هست دیشب تو کانالم کامنت گذاشته بود دلم برات تنگ شده. منم گفتم خب با فلانی بیاید خونه مون به صرف لازانیای نگار پز!
دوستان دیگر اون کامنت و ریپلای من رو دیدند و این بزرگواران هم خودشون رو دعوت کردند. 🙄 حقیقتا یکم موندم توی رودروایسی!
حالا اون کیه که تا حالا لازانیا نپخته کلاً؟
من، منِ کله گنده!
هعی، وبلاگ خانم فوریه هم که غروب کرده حالا من از کی رسپی بگیرم؟
لازانیای قابلمهای!
چون به علت اسباب کشی، تستر جمع است!