این آشیانه
01:09 1405/5/28 - نگار
از دیروز وقتی به اینجا و داستانهاش فکر میکردم یه جمله از ذهنم میگذشت: منم خستهم مثل تو از این همه آدمِ سمی دورم.😶 بلانسبت همه تون، جو منظورم بود.
اشاره به این آهنگ:
امشب که دیدم خانوم فوریه رفت و اینقدر هم غمگین و دلشکسته رفت. اینجوریام که « مرغ شب خوان که با دلم میخواند، رفت و این آشیانه خالی ماند.»
.
هیچی دیگه.. اینجا با شماها معنی داره! ماهایی که جنگ زده بودیم و اینجا شد پناهگاه مون.
بمونیم با هم صحبت کنیم. نرم نرم، آروم آروم.
البته الان دیگه دیر شد.