دل قوی دار
00:19 1405/5/18 - نگار
فردا میریم بیمارستان. دو سه روزی احتمالا بستری هستیم. همراه هم منم. جراحی روز دوشنبه است. هنوز اولِ اول ماجراست ولی من امشب پوکیدم. دو هفته است هر شب آخر شب اشک میریزم ولی امشب از اون گریه های از سر استیصاله. احساس تنهایی میکنم چون احساس میکنم وسط یه عده آدم بیدست و پا رها شدم..
با دوست صمیمیم، نسی، حرف زدم. یکم تخلیه شدم....