خشمِ شنبه برای همسرِ آینده!

مثل اغلب صبح‌ها خونه تنهام. گفتم شنبه رو با تمیز کاری شروع کنم که خیالم از دور و بر جمع باشه وقتی می‌شینم پای لپتاپ و کارهام. همینجوری که داشتم به سرامیک ها سرکه و وایتکس می‌زدم تو دلم به جونِ شوهر آینده‌م غر میزدم. اینجوری بودم که : ای آدم بزرگ عزیز، متنفرم که هی بپزم و بشورم و تمیز کاری کنم و تو هیچ، تو نگاه. اصلا منم شاغلم و بذار گند بخوره به اون خونه اگر فقط قراره من خونه‌داری کنم. آی هیت یوووو مرد!  از تو و خانه‌داری با هم دیگه متنفرم.🙏🙏🙏 

اگه می‌خوای سرت رو قطع نکنم، هفته‌ای دو بار تو جارو و جمع و جور کن!

اون شلوارکت رو هم چپه در نیار! 

دستات رو تو سینک ظرفشویی  نشور! دستهات رو با حوله خشک کن که هی چک چک آب از دستت نچکه کف زمین که لک بیفته.

یه املت درست می‌کنی، همه جا رو روغنی نکن!

اون گاز لامصب رو بعدش تمیز کن!

قهوه میخوری خب این ماگ هات رو جمع کن از رو میز، بگیر بشور!

اه، اینقدر رو مخ نباش!!!

.

هوووووف، همون برم سراغ کارهام. بلکه یکم پول در بیارم، بشوره ببره نفرت از خانه داری رو!

 

4
قدرت گرفته از بلاگیکس ©