دوستت دارم..

نگاه من به میوه ها اینه که خدا با خلق هر کدوم خواسته به حال ویژه به بنده هاش بده. یعنی اون تایمی که روی پروژه‌‌ی میوه‌ها کار می‌کرده بسیار لطیف الطبع‌تر از همیشه بوده. یعنی همینجوری که طرح انار و هلو و زردآلو و آلبالو و گیلاس و.. رو می‌زده تو دلش قربون صدقه‌ی آدمیزاد می‌رفته. اینجوری که ببین دارم چی برات خلق میکنم خوشگلِ خودم. بخوری، جون بگیری. بخوری، کیف کنی. آخه تو خوشگل منی، جون منی، نفس منی عزیزم، آدم جون!:)))

برای همین هر وقت هوس میوه‌ای رو می‌کنم و اون میوه بهم میرسه، حس می‌کنم خدا خواسته بهم بگه: دوستت دارم بنده کوچولو! کیف می‌کنی چی برات ساختم؟ بخور عزیزکم. بخور نوش جانت بشه.

صبح یکی یه جا پرسیده بود: میوه‌‌ی محبوب تابستونی تون چیه؟ من نوشتم هلو و زردآلو.

همونجا می‌خواستم به مامانم که بیرون بود پیام بدم بگم مامان میخری برام؟! نمی‌دونم چی شد که فراموش کردم.

عصر همسایه‌مون اومده بود مراسم مون. با ظرف پر از زردآلو:))

خب آخه نگاه کن کاراتو باری تعالی! منم دوستت دارم. مهربونم، عزیزِ بلند مرتبه‌‌م.

این زردآلوها رو به فال نیک می‌گیرم خدای خوش ذوق من.

18
قدرت گرفته از بلاگیکس ©