خواهر چِلانی!

خطاب به آقایان: خواهشاً محبت قلمبیده تان را با روش‌هایی غیر از چلاندن صورت ما نشان دهید!

این پسره، داداشم رو عرض می‌کنم. وقت و بی‌وقت میاد صورت منو له می‌کنه. بعد آخه شما که متوجه نیستید، پوست صورت ماها مثل شماها که نیست، خیلی لوس و ادایی و حساسه. خب تو دو ساعته گوشی دستته صفحه گوشی هم کثیف، اون دست‌ها رو میزنی به صورت من. یا بیرونیم و به شونصد جا خورده دست هات. خب این صورت کثیف میشه، جوش میزنه!

عشقِ خواهر، خودتو کنترل کن.

دو دقیقه ما رو نچلون ببینیم کی به کیه!

 

- منو لُپ‌علی صدا می‌کنه!

- میگه دوست دارم دختر آینده‌م، به عمه‌ش بره!

- توله سگِ عمه، دوستت دارم.😘

- یک رقص دوتایی خواهر برادری داریم. رسماً خود شلنگ‌ تخته انداختنه. خیلی بامزه است. هر چقدرررر بهش اصرار میکنم بیا یه بار فیلم بگیرم از خودمون، قبول نمیکنه.

-اونقدر سر جریانی، نگرانشم که هوف:( نوجوان داشتن خیلی سخته. حتی با بچه به این آرومی هم سخته!

- بعضی وقت ها فکر میکنم پدر و مادر من خیلی خیلی خوب و شریف و باتقوا و مومن هستند خلاصه، از این پدر و مادر این خروجی یعنی من و داداشم، نباید در می‌اومد:( دو بچه‌ی به مراتب از هر لحاظ بهتر، حق شون بود! حالا مامانم همچین چیزی بگه سریع میام لیست خوبی های خودم و پسره رو ردیف میکنم و میگم شما اصلا بچه های مردم رو دیدید ؟؟؟؟!! چقدر فلان و فلانن؟ ما به این خوبی!

 

6
قدرت گرفته از بلاگیکس ©