شرحِ کلهای خراب
22:12 1405/2/28 - نگار
بابای من کلا آدم خوش اخلاقیه. چند روزه گاهی یه کوچولو غرغر الکی میکنه. چرا در گنجه بازه .. چرا دم خر درازه ..چرا بیبی بینمازه و ..... از اون طرف منم بچهی بیادبی نیستم ولی امشب به غرش ریزی رفتم. جوراب هاشو گرفته بود دستش میگفت ای بابا، اینا رو کجا پهن کنم؟ من پشت میز نشسته بودم بلند شدم گفتم بده بابا، بده برم پهن کنم! یه مقدار تند از سرجام بلند شدم میز صدا داد! هیچی دیگه الان عذاب وجدان گرفتم.
کله؟ خراب! این ai هر چقدر کار آدمو راحت میکنه همون قدرم تو رو دور سر خودت میچرخونه. متوجه یک اشتباهات بسیار بزرگی شدم که واویلااااا!!!!
دوستم هم میگفت نگار کاش شما دو تا هم تهران بودید. امشب تولد و گودبای پارتی دارند! گودبای پارتی های ما رو باش تو رو خدا :)))))
دلم اونجاست.