بچه داری..

دو سه روزه دارم بچه‌داری می‌کنم. تازه یک بچه از آب و گل در اومده، شش هفت ساله، ماه، مودب، مهربون...  ولی قشنگ دارم قاطی میکنم دیگه.🤣🤣 با اینکه این بچه، جون منه، هر بار نگاهش که میکنم کیف میکنم...ولی خسته هم شدم.. نسبت بچه با من؟ پسرِ دخترخاله‌م. چرا اومده ؟ به داداش کوچیک تر سه ساله داره که خیییییییلی می‌چسبه به این و حسابی هم شیطون بلاست، ایشون هم به مامانش گفته می‌خوام از دست داداشی فرار کنم سه روز برم پیش خاله نگار، استراحت کنم.🙂‍↕️🙂‍↕️🙂‍↕️🙂‍↕️ بازم میگم من خیلی دوستش دارم ولی نمی‌تونید تصور کنید چقدر چسبیده به من.😂😂 مامانم میگه بلانسبت مثل یک مگس کوچولو، همش داره دور و بر تو ویز ویز می‌کنه. منم نتونستم مدیریت کنم واقعا و از روتین کارهام موندم. ووش همین الان اومد خاله نگار هوا سرده. کولر رو خاموش کردم بوسش کردم گفت بَه بَه خاله شما چقدر گررررمی..

 

2
قدرت گرفته از بلاگیکس ©