دربارهی مقنعه!
یک مانتوی بلند مشکی خریدم چند روز پیش. از اون روز دیر دیرام میشه این مانتو رو بپوشم و مقنعه سرم کنم و در دانشگاه باشم. من دلم برای دیدن خودم با مقنعه تنگ شده:))) امشب داشتم فکر میکردم استایل مورد علاقه بقیه دختر ها چیه و استایل مورد علاقهی من؟ مانتو و مقنعه! شمایل یک دختر جوان دانشجو که عمیقاً هم دانشجو بودن رو دوست داره و زندگی ش میکنه! بله، من دلتنگ اون پرندهی سبك بالم که در دانشگاهش، پرواز میکرد....

امشب با یکی از دانشجوهای دکتری دانشگاه صحبت میکردم. حرف خوش اخلاقی بداخلاقی شدهبود. آقای هم دانشگاهی گفت خانوم فلانی، شما خودتون خیلی خوش اخلاقید که میتونید با فلانی تا کنید. گفتم شما لطف دارید گفت والا من تا حالا نشده شما رو بی لبخند ببینم.
تشکر کردم، بعد یاد آبی افتادم که روزی روزگاری همین لبخند ها رو دید و با خودش فکر کرد من کجا دختر به این پر انرژیای و زبر و زرنگی پیدا بکنم؟ پس تصمیم به دوست داشتنم گرفت! که البته بعدها فکر کنم متوجه شد این ورژن خیلی خیلی خوش انرژی و توانمند نگار، بیشتر مخصوص همون محیط هاست. نگار، ضعیف بودن، غمگین بودن، بداخلاق بودن، ناتوان بودن، تنبل بودن هم داره...