دیدی بالاخره میشه ساخت یه تیم قوی سه نفره

برادرم امشب خونه نیست و من تک فرزندم:)) حالا من جونم در می‌ره براش و خدا حفظش کنه، ولی گاهی که نیست من خیلییییی حس خوبی دارم. انگار برگشتم به قبل از هشت سالگی. وقتی سه تایی بودیم!🥹🥲 باز هم میگم داداشم رو خیلی دوست دارم و رنگ و نور و برکت زندگی مون شد به دنیا اومدنش ولی حس اینجور وقتها هم خیلی نوستالژیکه.🫠

8
قدرت گرفته از بلاگیکس ©