به خود خزیده و محکم چو کوهساران زی

این سومین سه روزیه که سه صبح می‌خوابم و تا شش، شش و نیم بیشتر نمیتونم بخوابم. و اینجوری هم نیست که بیشتر از این خوابم بیاد. انگار همین سه ساعت کافیه برام. با روزی به زور یک وعده غذا خوردن هم زنده‌م. اشتها؟ کووور! علت؟ هیجانِ زیاد:))) کلا از سطح هیجانات من در این چند روز میشه برق تولید کرد.

 خدا جون صبحت بخیر، امروز کمکم کن نگارِ متمرکز تری از همیشه‌ رو زندگی کنم. مراقبم باش، یاری‌م بده. باهام مهربون و نرم باش و بخشنده..... رحمان و رحیمی ت رو جاری کن. سرعت پردازش مغزم رو در شنیدن و به خاطر سپردن و فهمیدن قوی کن، در کلامم، همراهم باش... 

عنوان: خطاب به خودم

قدرت گرفته از بلاگیکس ©