پیش از سفر
به سان یک ایرانین وومن واقعی، قبل از سفر، خونه رو تکوندم. دو تا ماشین لباس شستم، جارو پارو و گردگیری و تمیز کاری تقریبا عمقی. سرامیک های کف رو هم جوری برق انداختم که میشه ازش به عنوان آینه استفاده کرد. حالا همین من اهالی خونه رو چند روز رها کرده و میرم و میام میبینم اِ خونه تمیزه. و چه چه چیزی خواهم شنید؟ ببین باورت میشه از وقتی تو رفتی اصلا یه جارو هم نکشیدیم ولی خونه تمیزه؟ معلومه تو خونه رو به هم میریزی که وقتی نیستی همه جا اینقدر مرتبه.
اون وقت،وقت چیه؟ وقت یک نگاه سیامک انصاری طورانه.
ولی جدی خیلی به این فکر میکنم چرا خونه بقیه تمیزه و خونه ی ما نه؟ یک دلیل بزرگش اینه که ما پارسال خونهی به نسبت نوسازتر و بزرگ تر از اینجا رو فروختیم و پولش رو دادیم واحد بهتری از جهات مختلف پیش خرید کردیم. پروسه ساخت منزل بعدی ولی طولانی شد و این شد که یه جا رو اجاره کردیم. اینجا که اجاره کردیم یک واحد آپارتمان سی سال ساخته که هشتاد متره. این متراژ برای چهار تا آدم بزرگ و حجم وسایل ما کوچیکه واقعاً. و اینکه خود واحد هم نو نیست و هر چقدر هم تمیز کاری کنی، اون برق تمیزی مد نظر رو نمیزنه. دیوارها رنگش کهنه است، شیرآلات کهنه است و....
دلم خونهی نو و تمیز میخواد.🙂↕️
خونهی خودمون، سر همین کوچه است و کارگرها مشغول کارند. دلم میخواد براشون شربت ببرم بگم بساز که خوب میسازی.. فقط زودتر بساز...