میشد به جای دختری شرقی، دختری غربی باشم!
یه تسک جدید کمی ترسناک دارم. اینجور وقتا به جای اینکه سریع بیام بچسبم به کار چند روز دور خودم میچرخم. هم ترس کار جدید و هم بهانه آوردن های خودم این شد که دو سه روزه به شددددت تنبلی کردهم. حالا بهانه هام چی بود؟ اینجوری بودم که خب تشییع نفر اول کشوره که ترور شده حالا اشکال نداره تو بیس چاری پیگیر عکس و فیلمها و تحلیلهای مراسم باشی.😩😩😵💫😵💫 امروز هم که ترامپ گفت آتش بس تموم. دیگه با خیال راحت تری لش کردم و خوابیدم. گفتم جنگه خب. کمی لنگر انداختن در شرایط طوفانی، طبیعیه.
از غرغر و ناله چه حاصل؟ ولی چه جوونی پرمخاطرهای شد ها!😵💫😵💫😵💫
چقدر دلم نمیخواد برم پشت لپتاپ. خیلی دوست داشتم روز پنجشنبه در برنامهای مهیج باشم! دور از آنتن و نت، غرق در عشق و حال. بعد دیدم خب ترکش خورده بین دوستام هر کی پرت شده یک طرف! با کی در برنامهی مهیج باشم؟؟