درس معلم ار بود زمزمه محبتی..
من خودم سختگیرترین منتقد به کار خودمم. اونقدری که استادم منو آروم میکنه که خوبه، قبوله، اوضاع تحت کنترله!
امروز میگه وروجک، ( نمیدونم گفت وروجک یا نیم وجبی) ببین چقدر کارت داره خوب میشه! هر چند در این زمینه من نظر اون رو خیلی هم قبول ندارم چون به نظرم ایشون اونقدر با دقت اشراف نداره که خودم به باگ های کارم آگاهم!! یعنی من میفهمم عمق کار چه خبره که البته عمقی درستش میکنم انشالله.
داشت بهم توضیح میداد که به فلانی معرفی ت کردم بری تو فلان حیطه ازش مشورت بگیری. داشت بهم یاد میداد که چطوری درخواستمو مطرح کنم که سلسله مراتب ادب رعایت بشه بعد گفت اصلا ول کن دارم اینا رو به کی میگم؟ تو خودت خوب بلدی زبون بریزی. برو حرف بزن با فلانی!
هر بار جلسه آنلاینی چیزی باهاش دارم که خانواده صداش رو میشنوند و مدل حرف زدنش رو و دعواکردن ها و..، بابام خنده ش میگیره و میگه چقدر جالبه استادت!
من بخت و اقبالم یه جاهایی سفید بوده یکی از اون بخش های خوبش، حضور معلم های حمایتگر در زندگی م بوده. این استادم هم جوریه که من یک محبت عمیق پدرانه در پس زمینهی رفتارش احساس میکنم. یک جور برو، دارمت... تو از پسش بر میای، من کمکت میکنم از پسش بر بیای.
کلا محبت استاد به شاگرد، محبت خیلی خاصیه. وقتی معلمت، دوستت داره و با چشمهایی که برق میزنه تاییدت میکنه و انگار راضیه از دستپختش که تویی، تو شوق یک پدر یا مادر رو میتونی تو نگاهش ببینی. پدر مادری که از نگاه به ماحصل تلاشش، خشنوده.
خدایا توفیق بده معلمینم رو روسفید کنم.