نگاه کن واسه اینکه تو با منی، چه جوری خدا رو بغل می‌کنم.

دنبال یکی از فایل‌های رد و بدل شده بین مون می‌گردم بعد چشمم می‌خوره به اون دلبری کوچك و ساده، پروتکل فلان برای ناناز! حالا بماند که خود محتوا رو چقدر لقمه لقمه کرده بود برام که راحت تر متوجه بشم. کتاب و مقاله و ویدیو و ویس و اسلاید رو فایل zip کرده بود که بشه هلو تو گلو...

چطوره که تو یکی از  سخت‌ترین مسئله‌‌ های زندگی منی و همزمان همین تو ای سخت ترینم، آسون کننده‌ی سختی‌ها هم هستی با مدلِ وجود داشتنت؟ یادمه توی یکی از اون شب های سخت بهم گفتی تو هم درد منی، هم درمان منی.. آهنگ صدای محزونت رو یادمه.. آخ که ما چطور اینقدر درد و درمانیم؟

 

قدرت گرفته از بلاگیکس ©